محمد مهدى ملايرى

166

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

برده بود . ابو الفرج اصفهانى دربارهء سعيد بن مسجح كه او را به عنوان نخستين كسى كه غناء فارسى را به عربى برگردانده معرفى كرده است ، گويد كه وى آواز فارسى را از بنّاهاى ايرانى كه معاويه براى ساختمانهاى خود كه مىخواست آنها را با گچ و آجر بسازد از عراق به شام آورده بود ، و آنها بر طبق عادت در حين كار آواز مىخواندند ، فراگرفته بود « 1 » . حجّاج هم وقتى مىخواست قصر خود و ساختمانهاى ديگرى را در شهر واسط بنا كند ، گروهى از ايرانيان بخارائى را كه عبيد الله بن زياد پيش از آن آنها را از بخارا اسير كرده و به بصره كوچانده بود ، از بصره به واسط كوچانيد « 2 » . ردّ پاى كوچ‌نشينهاى ايرانى در جنگ با روم ردپاى ايرانيانى را كه معاويه از عراق به شام كوچانده بود در جنگ‌هاى مسلمانان و روميان مىيابيم . بلاذرى در انساب الاشراف آورده : هنگامى كه سپاهيان معاويه در محلى به نام قرقذونه با سپاهيان رومى در جنگ بودند و در آنجا دچار بيمارى و با و گرسنگى شده بودند يزيد پسر او كه با زن دلخواهش در دير مرّان يكى از تفرجگاه‌هاى شام به خوش‌گذرانى مشغول بود اين اشعار را گفت : اذا اتّكاءت على الأنماط فى عرف * بدير مرّان عندى امّ كلثوم فلا ابالى بما لاقت جموعهم * بالقرقذونه من حمّى و من موم يعنى وقتى من در دير مرّان بر بالش‌هاى نرم تكيه مىزنم و ام كلثوم هم نزد من است ديگر باكى ندارم از اينكه جماعت ايشان در قرقذونه از تب و بيمارى چه رنجى مىكشند . و چون اين اشعار به معاويه رسيد سوگند خورد كه او را هم در سرنوشت آن سپاهيان شريك سازد اگرچه به مرگ او بينجامد . پس دستور داد كه او هم به سفيان بن عوف كه در قرقذونه بود بپيوندد . او نيز چنين كرد و در اين سفر جنگى ايرانيان انطاكيه و بعلبك نيز در سپاه او بودند و با او در جنگ شركت كردند و سپاهيان روم را تا خليج به عقب راندند « 3 » .

--> ( 1 ) . اغانى ، ج 3 ، ص 81 . ( 2 ) . بلاذرى ، فتوح ، ص 463 . ( 3 ) . بلاذرى ، انساب الاشراف ، ج 4 ، بخش 2 ، ص 3 .